تبليغاتX
عشق مولا كي كم از ليلاستي ************* بنده بودن بهر او والاستي روزي تو خواهي آمد

خدا را شكر مي كنم كه تمام شب صداي خرخر همسرم را مي شنوم.

اين يعني او زنده است و سالم در كنار من خوابيده است.

خدا را شكر مي كنم كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرف ها شاكي است.

اين يعني او در خانه است و در خيابان ها پرسه نمي زند.

خدا را شكر كه ماليات مي پردازم.

اين يعني شغل و درآمدي دارم.

خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم.

اين يعني در ميان دوستانم بوده ام.

خدا را شكر مي كنم كه لباس هايم برايم كمي تنگ شده اند.

اين يعني غذايي براي خوردن دارم.

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.

اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.

خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.

اين يعني خانه اي دارم.

خدا را شكر مي كنم كه در جايي دور جاي پارك پيدا كردم.

اين يعني  هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.

خدا را شكر كه سر و صداي همسايه ها را مي شنوم.

اين يعني مي توانم بشنوم.

خدا را شكر كه اين همه شستني و اوت كردني دارم.

اين يعني من لباسي براي پوشيدن دارم.

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم.

اين يعني من هنوز زنده ام.

خدا را شكر گه گاهي اوقات بيمار مي شوم.

اين يعني به ياد مي آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.

خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند.

اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.

 

پس هر كاري كه فكرش را مي كنيد همش بايد شكر خدا را به جا آوريد.

برداشت از سايت :ايرال جنرال    نويسنده :زهره زاهدي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 13:53  توسط سیدموسی سیدمحرمی  | 
فرازهايي از بيانات پيامبر اكرم (ص) در آستانه ماه مبارك رمضان

 اي مردم! 


 ماه خدا همرا با بركت و رحمت و مغفرت به شما رو كرده است.                          


ماهي كه نزد خداوند بهترين ماههاست روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعتهايش بهترين ساعات. 


 ماهي كه شما به مهماني خدا دعوت شده ايد و خداوند شما را عزيز داشته است.            


نفسهاي شما در اين ماه ثواب تسبيح دارد و خواب شما ثواب عبادت ،اعمالتان مقبول و دعاهايتان مستجاب است.                                                      


 پس با نيتهاي صادقانه و دلهاي پاكيزه از خداوند بخواهيد كه توفيق روزه داري و تلاوت قرآن


 را به شما مرحمت فرمايد. 


 چرا كه بدبخت كسي است كه نتواند از فرصت اين ماه استفاده كند و از آمرزش محروم گردد.   .


 هنگامي كه تشنه و گرسنه شديد بياد تشنگي و گرسنگي قيامت بيفتيد.                  


 به فقيران و محرومان با صدق و صفا كمك كنيد به پيران و بزرگسالان احترام بگذاريد.        


 كودكان را مورد محبت و مهرباني خود قرار دهيد.                                 


 به خويشان و بستگان مهر ورزيد و زبانهاي خود را از آنچه نبايد گفت باز داريد.             


 چشمانتن را از آنچه حلال نيست بپوشانيد و گوشهاي خود را از صداها و سخنان حرام ببنديد.  .


با يتيمان مهرباني كنيد تا ديگران با يتيمان شما خوش رفتار باشند.                         


 از گناهان توبه كنيد و پس از هر نماز دستهاي خود را به دعا بلند كنيد زيرا كه وقت نماز بهترين وقتهاست و خداوند در اين وقت نظر خاصي به بندگان دارد.                              


هر كه از شما روزه داري را افطار دهد گناهانش بخشيده مي شود اگر چه به نصف خرما يا جرعه آبي باشد.                                                                          .


كسي كه در اين ماه نماز مستحبي بجا آورد برات نجات از دوزخ را خواهد گرفت و هر كه در اين ماه نماز واجبي را ادا كند ثواب هفتاد نماز را به او خواهد داد.


هر كه در اين ماه بسيار بر من صلوات بفرستد خداوند ترازوي اعمال شايسته او را سنگين خواهد فرمود.


كسي كه در اين ماه يك آيه قرآن بخواند ثواب كسي را دارد كه در ماههاي ديگر تمام قرآن را خوانده باشد.


اي مردم! درهاي بهشت در اين ماه بر روي شما باز است از خداوند مهربان بخواهيد تا بر روي شما نبندد و درهاي جهنم بسته شده است از خداوند بخواهيد بر روي شما نگشايد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 7:33  توسط سیدموسی سیدمحرمی  | 

تلقین به مرده ها

گویند مردی بعد از 60 سال زندگی مشترک زن خود را از دست داد .مراسم غسل و کفن اجرا شد و نوبت به دفنش رسید .روحانی از آن مرد خواست که همزمان با گفتن الفاظ تلقین جسد همسرش را تکان دهد.روحانی با طمانینه می گفت :یا فلانه بن فلان ! اسمع و افهم و....

پیرمرد که همه اش به طرف جنازه خم شده بود و کاملا خسته شده بود دیگر طاقت نیاورد و رو به آخوند کرد و  گفت :آقا خودتان را خسته نکنید بنده در عرض 60 سال زندگی مشترک نتوانستم به این خانم حالی کنم که هر موقع از خانه بیرون رفتی در را نیز پشت سرت ببند و شما در عرض چند دقیقه می خواهید این همه کلمات سخت را یادش بدهید؟!!

بنده حکم شرعی این کار را نمی دانم ولی چیزی که به نظرم می رسد این است که اگر کسی در طول عمرش به چیزی اعتقاد داشته باشد و با اعمال خود اعتقادش را ثابت کند دیگری نیازی به تلقین ندارد و اگر کسی به چیزی اعتقاد نداشته باشد آیا می تواند در عرض چند دقیقه این همه مطلب را حفظ کرده و به سوالات نکیر و منکر که طبعا"چهار جوابی نخواهد بود بلکه به صورت تشریحی است جواب دهد؟!!

رسول اکرم (ص) می فرمایند:الناس نیام اذا ماتو انتهوو

مردم خوابند ولی موقعی که فوت کردند بیدار می شوند.

بنابراین از این حدیث شریف معلوم می گردد که آنچه که با با زبان به میت تلقین می کنیم ایشان به محض فوت آنرا به وضوح مشاهده و درک کرده است و دیگرنیازی به گفته های ما ندارد . وقتی که عمر تمام شد گفته می شود: داوطلبان گرامی وقت تمام است لطفا"پاسخنامه های خود را بلند کرده و به متصدیان امر تحویل دهید.

چقدر زیبا بود اگر تمام احکام دین را کاملا با کمک گرفتن از عقل خود درک می نمودیم و اگر علت و فلسفه حکمی را ازمان پرسیدند جواب محکمه پسندی داشته باشیم .

چقدر زیبا بود اگر در بالای منبرها بجای اینکه همه روزه چگونگی انجام وضو و تیمم و ... تکرار شوند فلسفه و دلیل هر عملی توضیح داده می شد تا نسل جوان امروزی با این همه سوالهای بی جواب مواجه نبودند .

اسلام دین کاملی است وبرای هر یک از احکام خود دلیل عقلانی دارد ما حکم به العقل حکم به الشرع .

ولی چون اکثر جوانان امروزی  و حتی قدیمی کتر با آنها آشنایی دارند در برابر سوال هر کسی  دچار حالت تردید می شوند و چون به راحتی به جواب سوالات خود نمی رسند فکر می کنند که این سوال جواب دینی و عقلانی ندارد لذا به مرور زمان فکر می کنند که دین برای 1400 سال قبل نازل شده و برای زندگی امروزی دیگر جوابگو نیست!

و این تقصیر من و شما نیست چون کار کارشناسان دینی است . و ما همیشه یک قدم از دنیای به اصطلاح بی دینان عقب تریم و منتظریم تا آنها فواید اعمال واجب و ضررهای اعمال حرام را کشف کنند تا سپس بگوییم :بله قرآن 1400 سال قبل به این مساله اشاره نموده است.

بنابراین چقدر به نظر ضروری می آید که در دوره دبیرستان بجای بعضی از کلاسها کلاس درس علل الشرایع تدریس گردد.

در این صورت دیگر نیازی به جمع آوری تلویزیون و سپس ویدئو و بعد از آن ماهواره و اینترنت نخواهد بود.

جوان امروزی باید دین خود را درست و کامل فرا گیرد و سپس خود تشخیص دهد که انجام چه کاری در شان و منزلت او هست و چه کاری نیست.

برای یک جوان و نوجوان که احساس می کند بزرگ شده و خود می تواند خوب و بد را تشخیص دهد هیچ چیزی آزار دهنده تر از این نیست که هر کسی در هر سطح سواد و معلوماتی برای انجام تمام اعمالش او را امر و نهی نماید

یکی از همکاران که ظاهرش بسیار مذهبی متعصب نشان میدهد تعریف می کرد :روزی در سرویس جوانی کنارم نشست و بی مقدمه سوال کرد:آقا ببخشید شما مسلمانید

عرض کردم : نه خیر

برای مدتی سکوت حکمفرما شد زیرا اصلا انتظار این جواب را نداشت.

و بعد گفت :بنده شهر تبریز را شهری مذهبی می دانستم در حالیکه این طور نبوده است!!!

عرض کردم:چرا؟

برای اینکه مردمش بیشتر به پول اهمیت می دهند.!!!

عرض کردم:ببخشید شما در شهرهایی که مد نظرتان است بی زحمت بگویید که مردمش پولهایشان را در کجا می ریزند تا ما نیز به آنجا رفته و پول پارو کنیم و دیگر نیازی به این همه کار و ... نداشته باشیم.

......................

لا اقل شما به ظاهر هم که شده می بایست می گفتید که مسلمانم.

عرض کردم :اگر من و شما در کشور یا شهری که مردمش دینی غیر از اسلام داشتند متولد می شدیم چه دینی داشتیم؟

لابد دین همان مردم و دین پدر و مادرمان را.

پس ما در پذیرش اصول دین خودمان هم از پدر و مادر خود تقلید کرده ایم در حالیکه تقلید در اصول دین به هیچ وجه درست نیست.اگر دین خود را با تحقیق پیدا می کردیم به آن معتقد می شدیم و اعمال و رفتارمان هم آنرا تصدیق می کردند .

چگونه بگویم مسلمان هستم در حالیکه زندگیم سراسر با دروغ  وخیانت و خوردن مال حرام و .... آمیخته است .اگر عرضه انجام احکام دینی را نداریم چرا با آبروی آن دین و پیروانش بازی می کنیم.؟؟؟

ادامه مطلب:استاد محمد تقی جعفری و راههای مقابله با تهاجم فرهنگی

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 8:47  توسط سیدموسی سیدمحرمی  | 

دل بي تو به جاان آمد وقت است كه باز آيي

قبل از هر چيز اعمال مربوط به اين روز:

1- دروغ نگوييم(هزار مرتبه) 2- دروغ نگوييم (دويست مرتبه )3و4 و....

اماما!مي داني كه دوستتان دارم و شيعه شما هستم و .....و مي دانم كه شما مي توانيد مرا نجاتم دهيد.ولي به هر كه دروغ بگويم به خودم و شما و خدايم كه نمي توانم دروغ بگويم.

من نيز منتظر ظهورتان هستم ولي نه براي امروز و فردا بلكه هفتاد و هشتاد سال بعد!!!!!(البته من با ظهور شما حتي همين امروز هم مشكلي ندارم ولي شما احتمالا" با اين كارهاي من مشكل خواهيد داشت).

بخاطر اينكه بنده تازه به مال و منالي رسيده ام و به پست و مقامي دست يافته ام و تازه به بيت المال دسترسي دارم و راه استفاده از آن را ياد گرفته ام و ....اجازه بدهيد تا من نيز چو ديگران برج سازي كنم اجناس مورد نياز مردم را در شب عيد و ايام رمضان و .... احتكار كنم و بعدا" به قيمت فقط چندين برابر بفروشم  من كه نمي خواهم مال مردم را بخورم بلكه با رضايت كامل به خودشان بفروشم .ولي قول مي دهم رئيس هر كارخانه يا اداره اي كه شدم در روز ميلاد شما جشن مفصلي براي خودم و نزديكان و شايد تعدادي از كاركنان كه به حمايت آنها هم نيازمندم بگيرم و در سايه اسم شما به پست و مقام بالاتري دست يابم و خلاصه هر كاري كه دلم خواست بكنم ولي وقتي پير شدم و از همه چيز سير و خسته شدم و ديگر توانايي انجام هيچ كاري را ندارم يك روز قبل از مرگم شما حتما" بياييد و چون عمري با اسم شما زندگي كردم با بيت المال بارها به حج رفتم و در ايام عاشورا خيرات دادم و ....توبه را برايم بياموزيد و از خدا بخواهيد كه توبه مرا قبول كند .بنده در چنين روزي منتظر واقعي شما خواهم بود چون هر چه داشتم ديگر به دردم نمي خورند.بنابراين با جان و دل خواهم گفت :دل بي تو بجان آمد وقت است كه باز آيي.!!!

امروز عيد است و ضمن عرض تبريك اين عيد عزيزچون وظيفه ما آماده كردن شرايط ظهور با خدمت به دين و مسلمين است لذا درباره وجدان كاري هم بنويسم .

امروز روز تعطيل است ولي انگار نه انگار .چون تعداد افرادي كه سوار سرويس شدند بيشتر از روزهاي قبل اگر نباشد كمتر كه نبود.

نمي دانم چه كساني هستند كه از بوش پول مي گيرند و مي گويند كه كار مفيد در كشور ما بيست دقيقه در روز است .ولي كجاي دنيا مردم در روز تعطيل استراحت و خوشي و تفريح با خانواده و ديد و بازديد و ... را رها كرده و سر كار مي روند آنهم بدون اجبار و با اختيار كامل.

آيا انگيزه اي به غير از خدمت صادقانه مي تواند باشد؟هر چند كه بعضي افراد با ديد منفي مي گويند كه اينها براي گرفتن اضافه كاري و حق ايام تعطيل سر كار مي روند!!!و الا اينها در روزهاي عادي كار خود را انجام نمي دهند و به ارباب رجوع وعده امروز و فردا مي دهند .

مي گويم : مگر بده كه آدم مشتاق ديدار ارباب رجوع خود باشد ؟!!

مي گويند :چرا درب اتاقشان را مي بندند و به تماسهاي تلفني جواب نمي دهند؟

مي گويم : لابد بخاطر اينكه مي خواهند كارشان خالص براي خدا باشد و جنبه ريا نداشته باشد.و اگر موقع ناهار از لانه هايشان بيرون مي آيند براي رفع تكليف و براي اينكه تواني براي كار كردن داشته باشند غذايي هم مي خورند.

اصلا" چرا اين طيف از ملت براي شركت در انتخابات شورا و مجلس و ... اين همه پول از جيب خود شان خرج مي كنند مگر نه اينكه فقط و فقط مي خواهند به مردم خدمت كنند .

اگر آمار دست من بود مي گفتم ساعات كاري مفيد در كشور ما 26 ساعت در روز!!! يعني دو ساعت هم از روز بعد چون حتي وقتي كه در خانه سازماني  مي خوابيم به فكر درآمد بيشتر و استفاده از امكانات  و...هستيم تازه نگهبان اموال دولتي هم كه هستيم!!!!

خدايا !ملت ما را لحظه اي به حال خود وا مگذار.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 18:0  توسط سیدموسی سیدمحرمی  |