تبليغاتX
عشق مولا كي كم از ليلاستي ************* بنده بودن بهر او والاستي روزي تو خواهي آمد

علل فساد يك جامعه ومردم  از ديدگاه مولا علي (ع)

 

فساد عامه ناشي مي شود از فساد خواص و خواص پنج صنف هستند.

  1. سلسله علما:آنان موظفند مردم را به سوي خدا دلالت و راهنمايي نمايند.
  2. سلسه زاهدان و آنانكه مالك تمايلات مادي خود هستند:آنان وظيفه دارند به عمل و كردار مردم را به راه حق دعوت نمايند.
  3. تاجران و بازرگانان:اينان امينان خداوند بوده  وظيفه دارند اموال خود را به مصارفي كه خدا معين نموده برسانند .
  4. مجاهدانت و پيكارگران اسلامي:اينان وظيفه دارند به دين اسلام كمك كنند و نگهبانان و پاسداران سرحدات مسلمين باشند .
  5. زمامداران و قضات :اينان وظيفه دارند حكم و قضاوت خود را با موازين حق و عدالت منطبق نمايند.

حال اگر علما بر طمع بوده در فكر جمع مال باشند و زاهدان زهد واقعي را كنار گذاشته وآنرا وسيله اي براي وصول به مال قرار دهند و زير پوشش زهد چشم به مال مردم بدوزند واگر بازرگانان خيانت كنند و از دادن زكات اموال خود خودداري نمايند و اگر ارتشيان اسلام براي تحصيل غنايم جنگي و براي خود نمايي قدم در ميدان پيكار گذارند و نظر آنها فقط كسب نام و جمع مال باشد و اگر زمامداران كه حكم چوپان را دارند مانند گرگ رعيت را بخورند  يا شاغلان منصب  قضا احكام را با گرفتن رشوه و لا جرم با ابطال حق و احقاق باطل صادر نمايند مردم به چه كسي اقتدا مي كنند و عمل چه كساني را سر مشق قرار ميدهند و مظلومان به چه كسي پناه مي برند و از كدام مقام و مرجع تقاضاي دفع ظلم و رفع جور مي نمايند .به خدا قسم مردم را ضايع و فاسد نكرد مگر "علماي طمعكار"و "زاهدان

 دام گستر"و"بازرگانان گناهكار"و"ارتشيان وظيفه نشناس"و"قضات رشوه  خوار"و"زمامداران بي بند و بار"كه در پرتو ظلم و غارتگري و گردن كلفتي بر گردن مردم سوار شدند و زود باشد كه ستمكاران كيفر اعمال خود را تحويل بگيرند.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 5:37  توسط سیدموسی سیدمحرمی  | 

پزشكي قانوني در قضاوتهاي اميرالمومنين

معاينه چشم آسيب ديده و تعيين ارش آن

مردي نزد  حضرت اميرالمومنين (ع)به دادخواهي آمد كه در نزاع از ناحيه سر مضروب شدم و قاضي با تعيين ارش به دعوي خاتمه داد ولي ايتك مي بينم چشمانم بينايي سابق را ندارندبه قاضي مراجعه كردم گت اگر دليلي داري عرضه كن به ضارب گفتم گفت به من مربوط نيست .به داد من برسيد.حضرت دستور فرمودند در حالات و احوالات آن شخص تحقيق شود و صحت يا سقم ادعاي او بررسي گردد.نتيجه آن بود كه وي مردي فعال و از تيراندازان ماهر و چابكدست بودو پس از وقوع مناظره ديگر هنر نمايي سابق را ندارد. مرد را براي آزمايش چشم احضار فرموده و دستور دادند از چهار جهت اصلي (شمال ،جنوب ،مشرق و مغرب)در هنگام ظهر ديد او را بدين ترتيب امتحان نمايند كه شخصي تخم مرغي در دست گرفته و آن را به خط مستقيم از مقابل چشم او دور كندتا جايي كه ديگر آن را نبيندفاصله آن نقطه را از محل ايستادن او محاسبه كنند و سپس در سه جهت ديگر اين عمل را انجام دهند و نتيجه را به عرض برسانند نتيجه آزمايش آن بود كه شاكي در چهار جهت تقريبا" از حدود يك نقطه ديگر قدرت ديد تخم مرغ را نداشت . حضرت فرمودند ادعاي او صحيح است با اينحال دستور آزمايش بصورت زر را صادر كردند و گفتند اين بار تخم مرغ را از فاصله بسيار دور به و نزديك كرده و فاصله ديد و محل ايستادن را مشخص كنيد باز هم نتيجه مثل آزمايش اول بود امر فرمودند ضارب احضار گردد و به وي مساله را تفهيم كردند و قاضي مسئول نيز حضور داشت پس از آن كه ضارب مجاب شد به قاضي دستور دادند تعيين ديه مايد.

قاضي در تعيين ديه درماندو تقاضا كرد حضرت (ع) خود آن را تعيين فرمايند.

دستور فرمودند چند مرد همسال او را كه ديد سالم داشتند آوردند و دستور دادند با آنها نيز آزمايش مشابه بعمل آيد و فاصله ديد آنها را تعيين نمايند چون چنين كردند امر فرمودند معدل فاصله ديد افراد سالم را بگيرند و آن را مبدا ديد طبيعي بدست آمده كم كنند و آن مقدار از ديد آن مرد كه نقصان يافته بود حاصل آمد و با مقايسه آن با ديد طبيعي و بدست آوردن نسبت، آن ديه را محاسبه فرمودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 15:37  توسط سیدموسی سیدمحرمی  | 
صبح زود پدر داشت بچه مدرسه اي اش را سوار سرويس مدرسه مي كرد بابا بعد از سلام و احوالپرسي با راننده سرويس گفت : بفرماييد در خدمت باشيم !!!!!. ايشان نيز تشكر كرد و سرويس به راه افتاد تا دير نشده بچه ها را به مدرسه برساند.

در يك ميهماني حدود 30 نفر سر سفره نشسته اند پارچ آب و ليوان جلو همه هست و همه با گفتن كلمه بفرمائيد  صاحبخانه مشغول كشيدن غذا مي شوند . يك نفر ظاهرا تشنه است و مي خواهد آب بخورد با صداي بلند مي گويد بفرماييد  اكثرا تشكر مي كنند ولي سه نفر ضمن كشيدن غذابا هم مشغول صحبت هستند و تعارف ايشان را نمي شنوند ايشان دوباره و سه باره تعارفش را تكرار مي كند!!!! و بالاخره ليوان را سر مي كشد.

ساعت 12 شب است  شيفت 8 ساعته و با سرويس از كارخانه بر مي گردي يكي از همكاران در اين ايستگاه پياده مي شوند  رو به راننده سرويس مي گويد :بفرماييد در خدمتتان باشيم.!!!در ضمن اين موقع از شب يا همه خوابند يا مي خواهند بخوابند و يا مي خواهند زودتر به خانه شان برسند . 

اتوبوس شركت واحد توقف كرد با اينكه هنوز به ايستگاه خيلي مانده بود يك نفر بالا آمد و با راننده خوش و بش كرد و كنارش نشست  معلوم بود دوست يا آشنايش است و يكي دو ايستگاه بعد پياده شد . ولي موقع پياده شدن به راننده اتوبوس شركت واحد با حدود 50 نفر مسافر گفت :بفرماييد در خدمت باشيم تعارف نمي كنم!!!!

صبح ساعت 6 صبح كه براي خريد نان از آپارتمان خارج مي شوي همسايه ات را مي بيني كه ايشان از نانوايي بر مي گردد بعد از سلام و احوالپرسي مي گويد :بفرما................. خداحافظي مي كنيد و از بيرون پنجره اتاقش را نگاه مي كني و مي بيني چراغها خاموش است لابد زن و بچه اش خوابند اگر پشت سرش راه بيفتي تا در خدمتت باشد مي خواهد چه كار كند ؟؟؟؟  و همينطور است تعارف راننده تاكسي و بقال و .... موقع پرداخت مبلغ كرايه يا خريد و.....

روزي دوستم مي خواست لباس بخرد قيمت را سوال كرد فروشنده : قيمتش .... است ولي چون شمائيد .... حساب مي كنيم . دوستم بلافاصله برگشت و گفت : مگر من كيم ؟فروشنده كاملا سرخ شد و....

جالب اينجاست كه اگر كسي اين تعارف دروغين نكند بعضي شاكي مي شوند كه لااقل يك تعارف الكي هم نكرد به بچه ياد مي دهيم كاش تعارفش مي كردي بياد خانه ! ولي بابا ما كه ديرمان شده و بايد زود برويم ؟ مي گويد: ايشان كه واقعا نمياد ولي زشت است اگر تعارف نكني.

نمي دانم تا كي بايد دروغ بگوييم و به بچه هايمان دروغ گفتن بياموزيم و حتي انتظار داشته باشيم كه بقيه به ما تعارف الكي بكنند وهمين طور است ماجراي قسم هاي دروغين در بازار و بنگاهها و ... .البته با همه اين گفته ها فكر نكني كه مسلمان نيستيم ودر جامعه اسلامي زندگي نمي كنيم هر چند كه اسلام به هيچ عنوان دروغ را قبول نكند ما مسلمان  هستيم دروغ مي گوييم قسم دروغ مي خوريم سر همديگر تا جايي كه امكانش باشد كلاه مي گذاريم اجناسمان را اگر بخواهيم احتكار مي كنيم تا به قيمت گرانتري بفروشيم تازه اسمش را دروغ مصلحتي هم مي گذاريم لابد مصلحت اسلام و مسلمين ايجاب مي كند كه اين كارها را انجام بدهيم به اين موارد اضافه كنيد غيبت بهتان ربا رشا و ارتشا  پارتي بازي كم كاري در ادارات استفاده شخصي از اموال دولتي و .....    البته ما مسلمان هستيم چون در ماه رمضان از صيح تا شب چيزي نمي خوريم بعضي وقتها مخصوصا در رمضان و محرم مسجد هم مي رويم در ايام محرم سياه مي پوشيم و در عزاداري شركت مي كنيم حتي تا نيمه هاي شب با طبل و ....  در خيابانهاي شهر راه بقيه را هم مي بنديم زيارت مشهد مي رويم آرزوي زيارت كربلا به دلمان مانده است شايد خدا قسمت كرد و مكه هم رفتيم .

فقط يك نقص كوچك در كارمان است و آن اينكه مغز را رها كرده و به پوستين چسبيده ايم .

و ديگر لازم شد كه جرياني را از زبان دكتر علي شريعتي بيان نمايم :ايشان مي فرمودند :(خودشان يا به نقل از ديگري ؟) روزي از كنار حمام خزنه (حمام هاي قديمي به صورت استخرهاي امروزي فقط از لحاظ ظاهري ) كه فردي را ديدم كه آب كثيف و آلوده آن را مي خورد و صلوات مي فرستاد ! گفتم ببخشيد چه كار مي كنيد ؟ جواب دادند مستحب است موقع غسل از آب غسل مقداري بياشامي . گفتم پدر عزيز : منظور اين است كه آب غسل به اندازه اي پاك باشد كه بتواني از آن بخوري نه اينكه آب كثيف و آلوده را. 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 17:32  توسط سیدموسی سیدمحرمی  | 

علامه محمد تقي جعفري و راههاي مقابله با تهاجم فرهنگي

                                                                          

حدود ده سال قبل مرحوم علامه محمدتقي جعفري در دانشگاه تبريز در يك سخنراني درباره تهاجم فرهنگي و راههاي مقابله با آن سخنراني نمودند و در اين سخنراني با يك مثال بسيار زيبا راهي بسيار درست و كارآمد را به مسئولين محترم گوشزد نمودند:

ايشان فرمودند:"روزي يك ببر از كنار روستايي مي گذشت كه چشمش به گربه اي افتاد ولي احساس كرد اين حيوان ضعيف و كوچك خيلي شبيه ايشان است لذا پيش او رفته و سوال كرد:تو خيلي شبيه مني نكند نسبت فاميلي با من داشته باشي ولي چرا اين اندازه كوچك و ضعيفي ؟گربه كه ظاهرا" از دست صاحبش گله مند بود فرصت راغنيمت شمرد و درد دل را شروع كرد: بله من از نسل شمايم ولي گير موجود بي انصافي به نام انسان افتاده ام و او مرا به اين حال و روز انداخته است!!!ببر كه تعصب نژادي اش تحريك شده بود بسيار ناراحت شد و پرسيد اين موجودي كه مي گويي كجاست تا انتقام تو را از ايشان بگيرم؟گربه با اشاره مزرعه اي را نشان داد كه صاحبش در آنجا مشغول بيل زدن مزرعه بود ببر چون به بني آدم رسيد سوال كرد :

-- : ببينم تو اين فاميل ما را به اين حال و روز انداخته اي ؟

آدميزاد پاسخ داد : بله چطور مگه؟

-- : پس آماده جنگ باش.

--: مشكلي نيست ولي من چنگ و دندانم همراهم نيست بايد اجازه دهي تا آنها را بياورم بعد باهم مبارزه كنيم !

--: ببر كه خود را قوي و او را ضعيف مي ديد گفت : پس زود باش !

--:ولي مي ترسم تا من به خانه بروم و باز گردم تو فرار كرده باشي  براي اينكه خيال من راحت باشد اجازه بده تا من دست و پاي تو را ببندم.

ببر كه از خودش مطمئن بود و كلمه فرار بهش بر مي خورد قبول كرد.

آدميزاد وقتي دست و پاي ببر را محكم بست بيل را برداشت و به جان ببر افتاد ببر كه خود را گرفتار ديد و در اثر ضربات داشت تلف مي شد نگاهيش به گربه افتاد كه سر بر گريبان نظاره گر ماجرا بود از او پرسيد اي فاميل اگر من هم به اندزه تو كوچك شدم دست برمي دارد يا نه ؟گربه پاسخ داد از كارهاي اين موجود دوپا نمي شود سر در بياوري شايد بلي و شايد هم نه"!!!

استاد نظرشان بر اين بود كه راه مقابله با تهاجم فرهنگي اين نيست كه مرزهاي كشور را بسته و با هيچ اجنبي در ارتباط نباشيم يا از توليدات آنها استفاده نكنيم و هيچ وارداتي نداشته باشيم.بلكه هر چه از بيگانگان به نيت تهاجم به فرهنگ ما همانند ببر وارد مي شود بايد روي اعتقاد جوان مملكت به اندازه اي كار كرد كه اين شخص خود قادر باشد كه حيوان خطرناكي همانند ببر را تبديل به حيواني اهلي و مفيد همانند گربه نمايد و سپس از آن استفاده صحيح ببرد.

من نمي گويم كه مسولين محترم تبليغات و ارشاد اسلامي چه اندازه در روي اعتقاد جوانان مملكت كار كرده اند و در كارهاي خود موفق بوده اند يا نه.  يكي از همكاران عزيز بنده استدلال زيبايي دارند وقتي كسي در مورد كارهاي خود خيلي تعريف و تمجيد مي كند مي گويد من كاري به طرف اول معادله ندارم من متاسفانه فقط به طرف دوم معادله نگاه مي كنم كه چه جوابي بدست آمده است و آيا جواب بدست  آمده درست است يا نه. روزي براي تهيه نرم افزاري مذهبي قيمت آن را سوال كردم  پانزده هزار تومان براي يك حلقه سي دي كه معلوم نيست جواب بدهد يا نه و چند سال عمر كند هر نرم افزاري را كه از دوست يا آشنا تحويل مي گيري  روي آن نوشته كپي از آن ممنوع و شرعا" حرام است و اين در حالي است كه انواع سي دي هاي غير مجاز را در بازار با قيمت 200 يا 300 تومان مي توان تهيه نمود .و در مورد ساير كاست ها و سي دي هاي مجاز نيز وضعيت غير از اين نيست در حاليكه اگر قصد كار بر روي اعتقاد جوانان كشور را داريم مي بايست اين نوع نرم افزار هاي مفيد كه متاسفانه تعداد زيادي هم ندارند به صورت رايگان يا با قيمت بسيار مناسب در دسترس نسل جوان و نو جوان قرار گيرند البته براي اينكه حمايتي از توليد كنندگان محترم نرم افزارهاي مذهبي هم شده باشد امتياز تكثير اينگونه كار ها توسط ساز مان يا ارگانهاي مربوطه خريداري گردد و آنها را در انجام اين گونه كارها تشويق نمايند در حاليكه با شرايط فعلي يا بايد تكثير غير مجاز كرد و از آن استفاده شرعي نمود كه اصل و زير بناي كار غير شرعي است و يا بي خيال اينگونه نرم افزارهاي مفيد شد راه سوم را نمي توانم پيشنهاد كنم كه براي تهيه يك سي دي بايد15000 تومان و يا حداقل 5000 تومان خرج نمود كه اكثر افراد ما فاقد توانايي مالي براي اين امر هستند.  

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 20:6  توسط سیدموسی سیدمحرمی  | 

هميشه جوينده يابنده نيست !!

خداوند به حضرت داوود(ع) فرمود:

اي داوود من پنج چيز را در پنج چيز قرار داده ام ولي مردم آنرا در پنج چيز ديگر مي جويند و نمي يابند

1- من علم را در گرسنگي و كوشش نهاده ام ولي مردم آنرا در سيري و راحتي مي طلبند و نمي يابند.

2-من عزت را در فرمانبرداري و اطاعت خود نهاده ام ولي مردم آنرا در خدمت سلاطين و بزرگان اهل و قوم مي جويند و به آن نمي رسند.

3- من ثروت و غنا را در قناعت نهاده ام ولي مردم آنرا در كثرت و زيادي مال مي جويند و هرگز به آن نمي رسند

4- من رضايت و خشنودي خود را در خشم با نفس نهاده ام ولي مردم او را در رضايت نفس مي جويند و به آن نمي رسند.

5- من راحتي و آسايش را در بهشت نهاده ام حال اينكه مردم در دنيا در پي آن هستند و هرگز به آن نمي رسند.

قصص القرآن.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 4:44  توسط سیدموسی سیدمحرمی  |