|
ياران چرا به خانه ما سر نمي زنند ديگر به بام خانه ما سر نمي زنند دايم پرنده اند به هر بام و بر دلي ديگر به بام خانه ما سر نمي زنند پنداشتند همچو درختي تكيده ام سنگي از آن به شاخه بي بر نمي زنند چرخد نظام كار به دوران به سيم و زر دستي به كار مضطر بي زر نمي زنند يا رب چه شد گروه طبيبان شهر ما سر بر من فتاده به بستر نمي زنند ياران چرا كه لاله غداران روزگار تير نگه به قلب مكدر نمي زنند دستي برم به زلف سمن سا كه عاشقان چنگي چو من به زلف معنبر نمي زنند بر مدعي بگو كه ستيزد ز روبرو مردان زپشت حربه و خنجر نمي زنند با من مجنگ جان برادر كه عاقلان اندوده پيش مهر منور نمي زنند من رندم و قلندر و مفلس در اين ديار دزدان راه ره به قلندر نمي زنند جور و ستم گرفته سراسر جهان ما يا رب چه شد كه حد به ستمگر نمي زنند مردم دريغ مرده پرستند شهريار كاندر حيات سر به هنرور نمي زنند شعر حيدر بابا (تركي و برگردان فارسي) ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 21:25  توسط سیدموسی سیدمحرمی
|
جان مولا حرف حق را گوش كن شمع بيت المال را خاموش كن مجموعه اي از اشعار مرحوم آقاسي با صداي خودشان ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 11:41  توسط سیدموسی سیدمحرمی
|
محمد(ص) زنده و جاويد خواهد ماند
محمد تا ابد پاينده چون خورشيد خواهد ماند زمين ويرانه باد و سرنگون باد آسمان پير اگر بينيم روزي در جهان نام محمد نيست **************************************************************** تو مگـو مـا را بـدان شـه بـــار نيست
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 6:51  توسط سیدموسی سیدمحرمی
|
? LIONS OR GAZZELLES EVERY MORNING IN AFRICA , A GAZZELLE WAKES UP. IT KNOWS IT MUST RUN FASTER THAN THE FASTET LION OR IT WILL BE KILLED. EVERY MORNING A LION WAKES UP. IT KNOWS IT MUST OUTRUN THE SLOWEST GAZZELL OR IT STARVE TO DEATH. IT DOSEN`T MATTER WHETHER YOU ARE A LION OR GAZZELL: WHEN THE SUN COMES UP YOU`D BE BETTER RUNNING.
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 22:51  توسط سیدموسی سیدمحرمی
|
سراي غرور، محله فاني شدگان، كوچه هالكان
حضرت علي (ع)به شريح بن حارث فرمود: به من خبر رسيده كه خانه اي به قيمت هشتاد دينارخريده وآنرا قباله كرده و بر آن گواه گرفته اي؟ شريح پاسخ داد : چنين بوده است اي امير مومنان امام (ع) نگاه خشم آلودي به وي كرد و فرمود: اي شريح به زودي كسي سراغت خواهد آمد كه نه قباله ات را نگاه مي كند و نه از شهودت مي پرسد تو را از آن خارج مي كند و تنها تو را به قبرت تحويل مي دهد. اي شريح بنگر اين خانه را از ثروت غير خود نخريده و يا بهاي آنرا ازغير مال خود نپرداخته باشي كه هم در دنيا و هم در آخرت خود را زيانكار كرده اي؟ آگاه باش اگر هنگام خريد خانه نزد من آمده بودي نسخه قباله ات را بد ينگونه مي نوشتم كه ديگر در خريدن خانه اي حتي به بهاي يك درهم يا بيشتر علاقه به خرج ندهي نسخه قباله اين است :"اين چيزي است كه بنده اي ذ ليل از مرده اي كه آماده كوچ است خريداري كرده خانه اي را از سراي غرور درمحله فاني - - شوند گان و در كوچه هالكان اين خانه به چهار حد منتهي مي شود :يك حد آن به آفات و بلاها مي خورد و حد دوم به مصائب و حد سوم به هوا و هوسهاي سست كننده و حد چهارم آن به شيطان اغواگر منتهي مي شود و درب اين خانه در حد چهارم است. اين خانه را مغرور آرزوها از كسي كه پس از مدت كوتاهي از اين جهان رخت بر مي بندد به مبلغ خروج از عزت قناعت و ورود به ذلت دنيا پرستي خريداري نموده هر گونه عيب و نقص و كشف خلافي در اين معامله واقع شود بعهده’ بيماريبخش اجسام پادشاهان و گيرنده - جان جباران و زايل كننده’ سلطنت فرعونها همچون كسري قيصر نبع و حمير مي باشد و بعهده كساني كه مال را گردآوري كردند و بر آن افزود ند. شاهد اين قباله عقل است آنگاه كه از تحت تأثير هوا و هوس خارج گردد و ازعلايق دنيا جان سالم بد ر برد. از كتاب دنيا در نهج البلاغه: سيد مهدي شمس الدين
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 22:29  توسط سیدموسی سیدمحرمی
|
اين قسمت شما را با انواع ويتامين ها اشنا خواهيم كرد.
جدولي را كه در ذيل اين صفحه مشاهده مينماييد حساسيت ويتامين ها را نسبت به شرايط محيطي نشان ميدهد. براي اطلاعات بيشتر ميتوانيد به صفحه مربوط به هركدام از اين ويتامين ها برويد.
S = مقاوم U = حساس آشنايي با ويتامين A اين ويتامين يك ويتامين محلول در چربي است. اين ويتامين به دو صورت وجود دارد ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 3:46  توسط سیدموسی سیدمحرمی
|
ورزشى براى كوچك كردن شكم
اگر مى خواهيد بالاتنه قوى و متناسب داشته باشيد بايد عضلات شكم را قوى كنيد. با داشتن عضلات شكمى قوى راست قامت بوده و محكم و زيبا قدم برمى داريد. براى اين منظور ۱۵ دقيقه در۴ روز از هفته را به تمرينات زير اختصاص دهيد.
چرخيدن به شكل مورب: از توپ هاى طبى كه در حدود ۱كيلو و ۳۶۰ گرم وزن دارد يا توپى مثل توپ واليبال استفاده كنيد. نخست روى زمين بنشينيد و توپ را در يك طرف از خود قرار دهيد زانوانتان را خم كرده به هم بچسبانيد و كف پاهايتان را روى زمين بگذاريد از مفصل ران به عقب كمى خود را متمايل كنيد تاجايى كه احساس كنيد عضلات شكم تان سفت و محكم شده است در اين زمان توپ را با دو دست خود برداريد و در طرف راست خود نگه داريد و عدد يك را بشماريد در اين لحظه بايد پشت دست خود را راست و مستقيم نگه داريد. در مرحله بعد به آرامى توپ را به بالاى شكم برده و دوباره بشماريد سپس توپ را به طرف چپ خود برده و بشماريد دوباره توپ را به طرف وسط برده و سپس به سمت راست اين كار را ۸ تا ۱۲ بار تكرار كنيد و هرماه دوبار ديگر به تعداد اين حركات اضافه نماييد. زانوهاى بالا با پرس توپ: روى زمين به پشت بخوابيد و توپ را در ميان زانوان خود بگذاريد با انگشت دو دست زير سر حالت بالشت قرار دهيد پاها را از زمين بلند كرده و در اين حالت توپ را محكم در ميان زانوان خود نگه داريد. سپس عضلات شكم را محكم كرده و سرتان را به همراه شانه هاى خود از زمين بلند كنيد مراقب باشيد كه دراين مرحله به گردن تان فشار زيادى وارد نشود. اين حركات را آرام و آهسته ۸ تا ۱۲ بار تكرار كنيد. پرس سه قسمتى: در حالى كه روى زمين به پشت خوابيده ايد و زانوانتان خميده است توپى را بالاى سينه خود قرار دهيد سپس عضلات شكم را سفت كرده شانه ها را بالا آوريد و دستتان را به طرف جلو بكشيد و بشماريد. پس از آن توپ را به بالاى سر برده و بشماريد سپس توپ را به عقب برده و بالاى سينه تان قرار دهيد در مرحله بعد سر و شانه ها را پايين آورده و ۸ تا ۱۲ بار اين حركت را انجام دهيد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 23:17  توسط سیدموسی سیدمحرمی
|
بي حركت نمانيم و صاف بنشينيم
هميشه گفته اند موقع نشستن يا حتي راه رفتن حواستان باشد كه بدنتان را صاف نگه داريد اما عده اي به اين حرفها اهميت نمي دهند.در نتيجه قامتشان خميده مي شود و تا مرز گوژپشتي پيش مي روند.تقصير خودشان هم نيست . پشت ميز نشيني و كار زياد اين عواقب را هم دارد كارمنداني كه هميشه روي ميزشان شلوغ است وغرق كارند و حواسشان به خودشان نيست بيشتر به اين عارضه مبتلا مي شوند آن هايي كه تا جا دارد روي ميز خم مي شوند تا با دقت بيشتري كارشان را انجام بدهند. البته بايد بدانيد به وجود آمدن اين عارضه هميشه هم بدليل كار زياد نيست در بعضي ها به اين دليل است كه خجالتي هستند و تا جايي كه مي توانند سر و شانه هايشان را پايين مي اندازند! درد خستگي پشت گوژ پشتي و افزايش قوس كمر نتيجه اين خجالتي بودن و بد نشستن است . اما تا وضعيت حاد نشده بايد به فكر چاره بود بهترين راه هم اين است كه درست بنشينيد و درست راه برويد . در كنار آن هم چند حركت انجام بدهيد. روي شكم بخوابيد دست ها را روي كمر قفل كنيد و سر و سينه را از زمين بلند كنيد چند لحظه خود را در اين وضعيت نگه داريد مي توانيد در همين حالت بمانيد و يك دست را كنار پهلو نگه داريد و دست ديگر را بالاي سر ببريد و سر و سينه را بالا بكشيد . جاي دستها را مدام بايد عوض كنيد . حتي مي توانيد دستها را پشت سر قفل كنيد و اين حركت را انجام بدهيد يا اين كه دستها را كشيده بالاي سر نگه داريد و سر و سينه را بالا بكشيد . اين حركت ها را مي توانيد با نگه داشتن وزنه در دستهايتان با فشار بيشتري انجام بدهيد . آويزان شدن از ميله بارفيكس شناي پروانه و كرال سينه هم مي تواند موثر باشد.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 19:58  توسط سیدموسی سیدمحرمی
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 23:13  توسط سیدموسی سیدمحرمی
|
تو به من خنديدي و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبان از پي من تند دويد،سيب را دست تو ديد غضب آلوده به من كرد نگاه، سيب دندان زده از دست تو افتادبه خاك،و هنوز، سالهاست كه در گوش من آرام آرام رفتن گام تو تكرار كنان، مي دهد آزارم ،و من انديشه كنان غرق اين پندارم كه چرا، خانه كوچك ما سيب نداشت؟ ديدم در آن كويردرختي غريب را محروم از نوازش يك سنگ رهگذر تنها نشسته اي ،بي برگ و بار، زير نفسهاي آفتاب، در التهاب، در انتظار قطره باران،در آرزوي آب ابري رسيد ، - چهر درخت از شعف شكفت. دلشاد گشت و گفت:"اي ابر ،اي بشارت باران!" "آيا دل تو از آه من بسوخت ؟" غريد تيره ابر،برقي جهيد و چوب درخت كهن بسوخت! چون آن درخت سوخته ام در كوير عمر اي كاش ، خاكستر وجود مرا با خويش مي برد باد، باد بيابانگرد. ديدم كه گرد باد - حتي خاكستر وجود مرا ، با خود نمي برد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 22:57  توسط سیدموسی سیدمحرمی
|
دوست
گه گاه واقعه اي مي لرزاندت ، تكانت مي دهد، و هر وقت كه مي لرزي هوشيار مي شوي و از جهالت بيرون مي آيي ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 13:13  توسط سیدموسی سیدمحرمی
|
غذاي اصلي انسان ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1385ساعت 5:57  توسط سیدموسی سیدمحرمی
|
+ نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 15:4  توسط سیدموسی سیدمحرمی
|
امشب يك گريه امانم بده
![]() فرصت حرفي به زبانم بده مژده اي از من به كسانم بده چون سحر آيد به خدا مي روم من دگر از شهر شما مي روم آمده بودم كه به دل سادگي زنده شوم با غم دلدادگي پر كشم اكنون سوي آزادگي هدهدم و سوي صبا مي روم من دگر از شهر شما مي روم اي نفس خسته مرا صدا كن صدا كن زين قفس بسته مرا رها كن رها كن غمزده اي اي خدا اين همه تنها چرا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 6:37  توسط سیدموسی سیدمحرمی
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||